متن گفت و گوي خبرنگار ارشد سي.ان.ان با مسعود ده نمكي مدير مسئول نشريه صبح دو كوهه و تهيه كننده مستند فقر و فحشا منتشر شد.
به گزارش روابط عمومي نشريه صبح دو كوهه متن اين گفت و گو به شرح ذيل است:
كريستين امانپور: آقاي ده نمكي من ترجيح مي دهم ابتدا درمورد فيلم "فقر و فحشا"گفتگو كنيم.
ده نمكي: البته براي اين گفتگو من شروطي دارم .
كريستين امانپور: چه شروطي ؟!
ده نمكي: بايد چارچوب بحث مشخص باشد، ميزان محدوديت زماني شما براي مصاحبه مشخص شود تا شما اصل وروح مطلب را با گزينش وسليقه خود دچار وارونگي و نارسايي نكنيد.
كريستين امانپور: البته مسلماً ازهمه آنچه كه بحث مي شود نمي توان درفيلم استفاده كرد.
ده نمكي:ولي روح مطلب بايد حفظ شود و جملات كليدي بايد لحاظ شود.
كريستين امانپور: قبول دارم و قول مي دهم رعايت امانت شود.
ده نمكي: نه تنهاCNN سايررسانه هاي غربي هم دراين زمينه سابقه خوبي ندارند. به خاطر اين حسن ظن وجود ندارد.
كريستين امانپور: من تمام تلاش خودم را مي كنم كه اين طور نباشد.
ده نمكي: پس مصاحبه هرچه كوتاهتر باشد بهتر است.
كريستين امانپور:من فكر مي كنم 9 سال پيش نيز ملاقاتي با شما داشتم. در اوايل پيروزي آقاي خاتمي در انتخابات بود. البته اينجا نبود!
ده نمكي: بله در دفتر هفتته نامه شلمچه بود.

كريستين امانپور: با همين داغي و صراحت!
OK بگذريم. شما چرا اين فيلم " فقر و فحشا " را درست كرديد.
ده نمكي: دغدغه اصلي من در ساخت فيلم وهمچنان كه از مضمون آن بر مي آيد طرح موضوع "عدالت اجتماعي" است و مي خواستم "عدالت" را به عنوان يك مطالبه عمومي از زاويه هنر و سينما طرح كنم.
كريستين امانپور: آيا منظورتان فقر هم هست؟
ده نمكي: بله! يك بعد عدالت به فقر وتوزيع نا عادلانه ثروت بر مي گردد. گرچه خيلي ها فحشا را صرفاً يك پديده فرهنگي واخلاقي مي دانند ! فيلم مي خواست اين باور را در جامعه مسئولين كشورو مخاطب ايجاد كند كه بر اساس تعاليم ديني ما وجود و گسترش فقر باعث تباهي اخلاق وايمان مي شود. يعني مضمون فيلم برگرفته از تعاليم و باورهاي ديني ما بود.
كريستين امانپور: شما در فيلم چندين دختر و زن را نشان داديد كه به فحشا روي آورده بودند آيا خود اين سوژهها به شما گفتهاند كه چرا به فحشا روي آوردند و آيا فقر دليل آن بود؟
ده نمكي: من در فيلم فاكتور اقتصادي و تأثير آن را بر اين مقوله مورد مطالعه قرار دادم. كما اينكه مسلم است فحشا مي تواند علتهاي ديگري مانند عوامل اجتماعي و فرهنگي و خانوادگي و حتي رواني داشته باشد. اما در اين فيلم فقر و تأثير آن مورد بحث است. فقر مطلق و فقر نسبي. فقر مطلق كه ناشي از فاصله طبقاتي و بي عدالتي و توزيع نابرابر ثروت است و فقر نسبي كه به تغيير الگوي مصرف در جامعه برميگردد.
در اينجا عامل فرهنگي و فقر فرهنگي هم دخيل ميشود. در اين تغير الگوي مصرف براساس يك الگوي توسعه غلط وارداتي از غرب به جوامع در حال توسعه يا توسعه نيافته، جامعه انقلابي قناعتمحور به يك جامعهي مصرفمحور تبديل ميشود و مردم براثر همين الگو با تبليغات و هجوم رسانهاي دعوت به مصرف بيشتر مي شوند و اين در حالي است كه منابع درآمد براي طبقه پايين جامعه محدود است و عده اي ديگر با رانتخواي در اين شرايط با استفاده از فرصتهاي ويژه از طبقه متوسط به طبقه بالا ميپيوندند و اين يعني تعميق شكاف طبقاتي.
با محدوديت درآمد براي طبقات پايين و محدوديت، منابع درآمد روشهاي نامشروع شيوع مييابد كه يكي از آن فحشا است و اين فحشا منحصر به ايران نيست. شما در آسياي جنوبشرقي و آسيايميانه و حتي اروپاي شرقي و حتي نوع ديگري از اين شكاف طبقاتي را در اروپاي غربي و حتي خود آمريكا ميبينيد.
كريستين امانپور: در مورد يكي از اين سوژه ها مي شود بيشتر توضيح دهيد؟
ده نمكي: بله موردي بود كه به خاطر امرارمعاش و نان شب تن به فحشا داده بود ولي موردهاي ديگري هم در فيلم است كه مثلاً براي تأمين هزينه تحصيل در دانشگاه غير دولتي مجبور به اين كار بود.
كريستين امانپور: آيا شما وقتي اين سوژهها را ديديد با توجه به نوع باورهاي خودتان شوكه شديد؟
ده نمكي: من با آسيبهاي اجتماعي و تبعات فقرسالهااست كه آشنا هستم.حرفهي من روزنامهنگاري است واين مضمون فيلم را از سالها قبل در نشريات ومقالات متعدد نوشته بودم. البته ذائقه مخاطب ايراني امروز از روزنامه ها به رسانههاي تصويري گرايش بيشتري دارد. به همين خاطرمن هم مديوم سينما را براي طرح موضوع "عدالت اجتماعي" انتخاب كردم. والحق تصوير در القاي مفاهيم مؤثرتر از نوشتار است.
من سعي كردم براي قابل باور وپذيرش بودن وعلمي بودن اين ادعا تحقيق ميداني وسيعي انجام دهم وفيلم يك مستند واقعي باشد. فيلم ثابت كرد كه فحشا صرفاً يك پديده فرهنگي واخلاقي نيست. فيلم تأثيرعامل فقر را ثابت كرد.
كريستين امانپور: شما مشهور به اين هستيد كه از احمدينژاد حمايت كرديد، و الان هم در نشريات شما اينگونه است احمدينژاد به مردم قول داده است كه به فقرا كمك خواهد كرد و وضع آنها بهتر ميشود. به نظر شما آيا ميتواند به اين قول خود عمل مي كند؟!
ده نمكي: اگر شماها بگذاريد مي تواند!
كريستين امانپور: ما؟!
ده نمكي: بله! آمريكا و غرب و كساني در ايران كه تفكر و انديشه آمريكايي و ليبراليستي و كاپيتاليستي دارند. آمريكا و غرب نميخواهند در ايران يك الگوي حكومتي و مديريتي موفق و توانمند شكل بگيرد حالا اين فرد چه احمدي نژاد باشد و چه كسي ديگر و اين به روحيه استكباري آنها بر ميگردد.
من فيلم را يك سال قبل از انتخابات رياست جمهوري آماده نمايش كردم و قبل از آن هم سالها مينوشتيم و درباره عدالت فرياد ميزديم. من اگر از ساخت فيلم قصد سياسي يعني تضعيف مثلاً جناح اصلاح طلب را داشتم، فيلم را خيلي پيشتر ميساختم. البته آقاي خاتمي هم بعدها نوشت كه فيلم صادقانه بوده است. گرچه سياستزدگي در نخبگان جامعه ما اجازه نميداد اين مطالب را باور كنند. اما وقتي فيلم با ميليونها مخاطب مواجه شد من فهميدم كه همه اين مخاطبها از سليقههاي مختلف با آن پيام اصلي فيلم يعني "عدالت" همنوايي پيدا كردهاند. و گرنه در مورد موضوع "فحشا" فيلم در ايران زياد ساخته شده است حتماً اين استقبال به تفاوت مضمون بر ميگردد نه به موضوع.
البته بايد قبول كرد اينكه يكي از نيروهاي انقلاب و از كساني كه به خاطر آن جنگيده و خون داده چنين فيلمي را ميسازد اين اطمينان را ميدهد كه موضوع فيلم سياسي و جناحي نيست، فيلم دست روي فطرت مشترك همه مردم و مسئولين با گرايشهاي مخنتلف ميگذارد.
كريستين امانپور: آقاي ده نمكي! شما طرفدار اين دولت هستيد و همه اين را ميدانند با وجودي كه ميليونها ايراني و غيرايراني فيلم شما را ديدهاند اما همين دولت فيلم شما را غيرقانوني اعلام كرده است چرا؟!
ده نمكي: هنوز بيش از سه دهه از پيروزي انقلاب ما نميگذرد. ما در اين سه دهه آزادي را با فراز و نشيبهاي آن تجربه ميكنيم و در اين تجربه ياد ميگيريم كه قدرت تحمل نقد داشته باشد و مردم و نخبگان آنها هم ياد ميگيرند كه قدرت را نقد كنند و امربهمعروف و نهيازمنكر را فقط درسطح و بين مردم نخواهند . باورهاي ديني و انقلابي ما ميگويد كه بايد بر رفتار قدرتمندان نظارت كرد. رهبري اين را از همه جوانان خواسته است. تعريف امام خميني هم از هنر متعهد، هنري است كه منادي شعار "جنگ فقر و غنا" باشد. وگرنه هنر خنثي و سرگرميساز و يا متملق قدرتمندان كه تهديد منظور نميشود.
البته اين تجربه هم يكسري هزينهها دارد كه?بايد براي رسيدن به آن پرداخت كرد. من فكر ميكنم نشريات من كه توقيف شدهاند و فيلم و حتي كتاب من كه توسط دستگاهها وجناحهاي موجود در دوران قدرتشان توقيف شده هزينه اين ترويج روحيه "عدالت طلبي" شده است. اصلاً نسل جبهه و جنگ ياد گرفته كه هميشه قرباني باشد روي مين برود تا ديگران عبور كنند. من براي ترويج شعار پرسشگري مدنظر مسئولين نظام خودم، نشريات و فيلم و حتي خودم را قرباني مي بينم و اين شيرين است!
كريستين امانپور: اما چرا بايد اينگونه باشد؟ و با شما هم مثل ديگران اين طور برخورد شود؟
ده نمكي: البته بايد بپذيريد كه اين هزينه دوران گذار در ايران به مراتب كمتر ازغرب است، تاريخ هنوز گيوتينهاي غرب را در تفتيش عقايد فراموش نكرده است. البته خيلي ها در ايجاد اين فضا مقصر هستند مثل كساني كه براي خوشايند دشمنان انقلاب فيلم ساختهاند و با ارسال آن براي فستيوالهاي خارجي با سياهنمايي از جامعه ايراني دنبال مطرح كردن خود به عنوان اپوزيسيون بودند و كساني كه در داخل از ابزار نقد صرفاً بهرهبرداري سياسي و جناحي كردهاند و براي سركوب جناح مقابل خود به ميدان آمدند و از نقد استفاده ابزاري كردهاند. اين دو طيف باعث شدهاند كه مقداري جو بدبيني نسبت به اين گونه فيلمها بوجود بيايد. بله قبول دارم اگر يكي از افراد منصوب به جناههاي سياسي موجود اين فيلم را ساخته بود شايد اين برخورد نميشد و حاشيه امن بيشتري داشت ولي من خواستم با ساخت اين فيلم اثبات كنم كه ميشود و بايد نيروهاي معتقد به انقلاب خود به نقد و آسيبشناسي جامعه و نظام خود دست بزنند تا اين گزك از دست بد خواهان گرفته شود.
فيلم درتمام اين ابعاد موفق بوده است. يعني هم تأثير اجتماعي خود را گذاشت و روحيه عدالتطلبي را در جامعه در اين مدت قبل از انتخابات تهيج كرد و هم عصبانيت كساني كه هميشه دنبال مخالف خواني هستند نشان داد كه فيلم كار خود را كرده است. من عصبانيت اصلاح طلبان و برخي نشريات منتسب به آنها از فيلم را در همين موفقيت ريشه يابي ميكنم. مسئولين و جناح مقابل اصلاحطلبان هم حق دارند ناراحت شوند چون آنها هم بايد در خصوص اين پرسشها و عدالتخواهيها پاسخگو باشند. تفكر انقلابي و حزباللهي بله قربان گوي جناح خاصي نيست و هر دو جريان ميدانند كه اين آغاز يك روند است و با يك فيلم ماجرا تمام نميشود. امروز همه مردم مطالبه عدالت را دارند و از تبعيض بيزارند.
احمدينژاد با رفتار خود در برخورد با تجملگرايي كابينه و دولتمردان، برخورد با تبعيض را شروع كرده است. مردم شايد تحمل فقر را داشته باشند اما تبعيض و بيعدالتي را نميپذيرند. او حتي اگر در فاز اول مبارزه با تجملگرايي مسئولين موفق شود، برنده است. البته اگر بگذاريد و بگذارند!
كريستين امانپور: اما من متوجه شدم كه كتاب شما هم كه در مورد همين فيلم است در دولت احمدينژاد توقيف شد.
ده نمكي: گرچه من هم توقع نداشتم ولي من هنوز در موضع نقد هستم من جزو دولت نيستم، قدرت فسادآور و اين موضع نقد بايد هميشه پابرجا باشد خود او هم از رسانهها همين را خواسته است. احمدينژاد اين فرهنگ را در دولتش نيز بايد نهادينه كند او تازه شروع كرده است. اتفاقاً من چون احمدينژاد را دوست دارم،?او و دولتش را بيشتر نقد خواهم كرد.
كريستين امانپور: به خاطرهمين در نيويوركتايمز شما را مايكلمور ايران خوانده بودند.
ده نمكي: من هنوز خودم را فيلم ساز نميدانم. من در حال يادگيري و آغاز اين راه هستم، اين ادعا را هم قبول ندارم. اصلاً مقايسهي من با مايكل مور اشتباه است. مگر فيلم آقاي مايكل مور اكران نشد؟!
اين نشان ميدهد كه آقاي مايكلمور هم از رانت دموكراتها استفاده ميكند. به نظرم اگر مايكل مور وابسته به جريان دموكراتها نبود نميتوانست اين فيلم را بر عليه بوش و يا جمهوريخواهان بسازد.
درايران هم فيلمهاي زيادي درزمينه فحشا به صورت مستند و حتي سينمايي ساخته شده و برخي در جشنواره فجر نيز نمايش داده شد و جايزه هم گرفتهاند من حالا نميخواهم از آنها نام ببرم اما اين مضمون و ربط فقر و فحشا و عدالتطلبي آن خوشايند دوستان نبود.
كريستين امانپور: البته ساخت و اكران فيلم آقاي مايكلمور در آمريكا هيچ ربطي به انتساب و حمايت دمكراتها از او ندارد. ما در آمريكا اين آزادي بيان را داريم.
ده نمكي: گرچه اين مصاحبه است و مناظره نيست اما براستي اگر آزادي بيان در آمريكا و در غرب بود اينطور كه شما مي گوييد "فرقهي داووديه" درآمريكا آن طور قتل عام ميشد؟ اصلاً تمدن آمريكا با نابودي سرخ پوستها شكل گرفت. سياهان آمريكا چقدر از اين آزادي بيان بهره ميبرند؟ درفرانسه "روژه گارودي" با زير سؤال بردن هولوكاست چقدر مزه اين آزادي بيان را چشيد؟!
كريستين امانپور: با اينكه فيلم شما اكران نشد و كتاب شما هم توقيف شد چقدر در ترويج و تأثير پيام فيلم?خود آن را موفق ميدانيد؟!
ده نمكي: من ساخت فيلم را آغاز يك سرفصل ميدانم. گرچه به فيلم و ساختار آن به عنوان اولين ساختهي من اشكالاتي وارد است اما من معتقدم امروز اثبات اينكه "فحشا" معلول "فقر" و"فقر" معلول "بيعدالتي" و فاصله طبقاتي است در بين مسئولين و مردم موفق بوده و اين براي هر فيلمي يك امتياز است كه تأثير اجتماعي بگذارد. امروز آمارهاي ارايه شده توسط مسئولين مدعاي فيلم را تأييد مي كند.
شما در انتخابات ديديد كه شعارهاي احمدينژاد و بازگشت به آرمانهاي اوليه انقلاب مورد استقبال مردم واقع شد. در حقيقت من معتقدم اگر ديگران هم اين مطالبه مردم را ميشناختند و البته اگر به آن عمل ميكردند مردم به آنها رأي ميدادند. احمدينژاد در شهرداري