به اطلاع اپوزيسيون هميشه در صحنه جمهوري اسلامي ايران و نيز سردار رشيد جبهه جنگهاي صليبي، حاج جورج دبليو بوش گرامي ميرساند، با توجه به نتيجه شمارش آراي نهمين انتخابات رياستجمهوري، راههاي سرنگوني رژيم جمهوري اسلامي، مشخص شدند.
نظر به آنكه براندازان اين حكومت فلانفلانشده، شتاب محيرالعقولي براي برانداختن آن داشته و دارند و اتلاف وقت اين عزيزان، به هيچ وجه جايز نيست، در زير راهكارهاي مربوطه به استحضار ميرسد.
پيشاپيش ضمن آرزوي موفقيت براي همه گروههاي اپوزيسيون و مخالف حكومت جمهوري اسلامي، به ويژه شاه سلطان رضاي دوم، حاج جورج دبيلو بوش و برادر پاسدار سابق Don.Sazegara، خواهشمند است، پس از مطالعه راهنماييهاي ذيل، حقالزحمه نگارنده را به حساب جاري 12G341MF1932PP در صندوق قرضالحسنه «انصارالاپوزيسيون»، واقع در خيابان جواديه واريز كنند.
1ـ با توجه به حجم گسترده تبليغات تلويزيونها و راديوهاي لوسآنجلسي براي تحريم و آزادي بيسابقه و شگفتآور آنان براي پوشش خبري و تهيه مصاحبه و گزارش از تحريميون از داخل و خارج كشور و عمل معكوس مردم ايران كه مسبوق به سابقه بوده و هست، قويا توصيه ميشود، تا اطلاع ثانوي، تمامي تلويزيونها و راديوهاي لوسآنجلسي از رژيم جمهوري اسلامي حمايت كنند. قاعدتا با توجه به ميزان محبوبيت و كارايي دستورالعملهاي اين رسانهها، حمايت آنان منجر به نفرت مردم ايران از حكومت مذكور شده و براندازي آن، ممكن و آسان خواهد شد.
2ـ ميزان صحت نظرسنجيهاي نهادهاي مدعي نظرسنجي كه باعث شد، برخي كانديداها در توهم پيروزي يكمرحلهاي فرو رفته و با دستكم گرفتن حريفان، شرايط پيروزي آنان را فراهم كنند، نشان ميدهد، چنانچه چنين نهادهايي با همين روشها به كار خود ادامه دهند، پس از مدت اندكي، كليه مسئولان جمهوري اسلامي در توهم و احتلام غرق خواهند شد. چنين نمونههايي در تاريخ ايران بسيار است كه شاخصترين آنان ماجراي براندازي حكومت صفويه به دست محمود افغان بود. لذا مؤكدا به براندازان گرامي توصيه ميشود، در راه تقويت اين نهادها و آن روشهاي نظرسنجي، كوشا باشند.
3ـ بررسي شعارهاي انتخاباتي نامزدهايي كه رأي بيشتري كسب كردهاند، نشان از آن دارد كه متأسفانه، مردم ايران بيش از آزاديهاي سياسي، به وضعيت معيشتي اهميت ميدهند؛ بنابراين، شايسته است كه براندازان گرامي، به جاي شعارهاي آزاديخواهانه، شعارهاي اقتصادي و معيشتي سر دهند. مثلا حاج جورج دبليو بوش يا شاه سلطان رضاي دوم، ميتوانند از اين به بعد، به جاي وعدههاي پيشين، اينگونه وعده دهند:
«من اگر بيايم، گوشت را ميكنم كيلويي يك دلار... حكومت بعدي، بيكاري را به زير صفر خواهد رساند ... در حكومت بعدي، من هر يكشنبه در ميدان منيريه، ديدار مردمي خواهم داشت... به هر ايراني، ماهي پانصد دلار ميدهم و... ».
4ـ يكي ديگر از پيامهاي انتخابات اخير، اين بود كه عموم ايرانيها به رغم علاقه به كت و شلوار ايتاليايي، عينك ريبن، لپتاپ، ژل مو، دكتري فلسفه، توپ فوتبال و هواپيماي ايرباس، اينها را عوامل چندان مهمي براي رأي دادن نميدانند. به منجيان دلسوز ايران، به ويژه برادر پاسدار سابق Don.Sazegara توصيه ميشود، ضمن پرهيز از عوامل نامبرده، از يكي از دو مجموعه زير براي جلب حمايت بيشتر مردم كمك گيرد.
مجموعه نخست، پكيج «سازنده»: عبا، عمامه، نعلين، تسبيح، لباده!
مجموعه دوم، پكيج «شهر خاكي»: كت و شلوار مندرس، پيراهن چرك، ريش نامرتب، كفش واكسنخورده!
5ـ از آنجا كه برخي تحليلگران مورد وثوق رسانهها و نهادهاي امنيتي آمريكا و انگليس، حتي با آنكه در آستانه انتخابات اجازه يافتند كه در ايران حضور پيدا كنند و از نزديك با مردم صحبت كنند، دستهگلهاي عجيبي به آب دادند؛ توصيه ميشود جريان محترم برانداز و دولت كريمه آمريكا، ضمن پرهيز از چنين نوابيغي، موجباتي را فراهم آورند تا ايشان به خدمت جمهوري اسلامي درآيند. راهكار عملي آن است كه ضمن برقراري حقوق و مزاياي خوب، به اين تحليلگران دستور داده شود، از اين به بعد، مقامات ايراني مشاوره و تحليل عرضه كنند. پيشبيني ميشود، نظر به سابقه قبلي دولتمردان ايراني در انتخابات مشاور فرآيند جذب تحليلگران و مشاوران جديد با مشكل خاصي روبهرو نشود.