تبليغاتX
خواندنی های عبرت آموز - خوب، بد، زشت شب‌هاي برره


محمد خسروي راد


* خوب
جسم و جان خسته و آزرده آدمي در عصر حاضر، بيش از هر زمان ديگري به آسودن و خنديدن نياز دارد. كار روزانه در چند شيفت از سويي و مشكلات ريز و درشت روزمره ناشي از هزار بهانه درست و نادرست از سوي ديگر، به فرسودگي جان مي‌انجامد. در چنين اوضاعي، خنده و تفريح كه بخشي از نيازهاي آدمي است، در دنياي مدرن امروز به نيازي دوچندان بدل شده كه شرايط ويژه زيست در كشورهاي كمتر توسعه‌يافته، اين نياز را افزون كرده است!

با اين حساب، مي‌توان انتظار داشت كه سياست‌گذاران، برنامه‌ريزان و برنامه‌سازان تلويزيون و مخاطبان آنان با اصل موضوع كاملا موافق باشند ‌كه بخشي از برنامه‌‌هاي اين رسانه فراگير، بايد طنز و فكاهي باشد و صد البته پشت اين برنامه‌‌ها و به عبارتي در درونمايه آنها مي‌تواند، حرف و حديث و پيامي نيز جا خوش كند تا در هزل و هجو تنزل نيابد.

مهران مديري از معدود سازندگان برنامه‌هاي تلويزيوني طنز است كه هم از سوي مخاطبان تلويزيوني، مهر تأييد گرفته و هم توانسته است، اعتماد تهيه‌كنندگان و مديران سازمان صداوسيما را جلب كند. او كارنامه نسبتا درخشاني در زمينه جذب مخاطب عام دارد و البته به گونه‌اي برنامه ساخته كه بخشي از خواص نيز هر از گاهي با لبخند رضايت، پاي برنامه و اثر او نشسته‌اند.

سختي كار طنزپرداز، آن هم در سرزميني مانند ايران با مردماني صاحب ذوق كه حرف زدن عادي‌شان همواره با كنايه و اشاره و مطايبه همراه بوده است، يكي، دوتا نيست. از سويي اين مردم به سختي مي‌خندند و از سويي در اين سرزمين پهناور، مردمان با آداب و رسوم متفاوت و فرهنگ‌هاي بومي گوناگون، هر كدام حساسيت‌هاي خودشان را دارند و... . با اين حساب اگر آدمي چون مهران مديري بتواند، براي مدت نسبتا قابل توجهي به اصطلاح «پاي كار» باشد و جايش را به ديگري نسپرد و پس از مدت‌ها توليد برنامه 90 قسمتي، باز هم جسارت ساخت برنامه داشته و پس از ساخت و ارائه برنامه هر روزه، باز هم بتواند عمده مخاطبان را بخنداند، به جرأت مي‌توان او را در اين زمينه صاحب تخصص دانست. به عبارت ديگر، از انصاف دور است كه «پاورچين»، «نقطه‌چين» و «شب‌هاي برره» را با همه فراز و نشيب‌هايشان، محصول فرايندي ساده و حاصل كار يك آدم معمولي دانست.

استفاده عمده مردم كوچه و بازار از برخي تكيه‌كلام‌هاي «شب‌هاي برره» و كاربرد لهجه برره‌اي در محاورات روزمره و حتي حضور پررنگ آن در SMSهاي روزهاي اخير، دست‌كم گواهي است بر موفقيت نسبي اين سريال. از سوي ديگر، ذم و نكوهش غيرمستقيم دروغ‌گويي، رشوه‌خواري و تعصبات خشك و بي‌مورد قومي و قبيله‌اي، از جمله نقاط مثبت «شب‌هاي برره» است.

* بد
با اين حال، نكات منفي اين سريال كه باعث مي‌شود با يك كار بي‌عيب و نقص، فاصله نسبتا زيادي داشته باشد، كم نيست. يكي از اين موارد، تكراري بودن برخي شخصيت‌ها و جا نيفتادن آنها در مسير داستان است.

تصور اين‌كه از ته‌مانده‌هاي شخصيت «طغرل» و احتمالا «جابري» در سريال‌هاي موفق «نقطه‌چين» و «پاورچين»، شخصيتي چون «ياور طغرل» پديد آيد كه تنها به تكيه‌كلام‌هاي تكراري گذشته بپردازد و هيچ حرف و حديث نوي در عمل و گفتارش پيدا نشود، چندان دلچسب نيست. اين شخصيت، انگار يادش رفته است كه دليل محبوبيت او در سريال‌هاي قبلي، ابداع و نوآوري در حركات و گفتار (ديالوگ‌ها) به صورت هم‌زمان بود و تكرار اين حركت‌ها و حرف‌ها، كاري است كه از مخاطبان كوچه و بازار هم برمي‌آيد و يك كار جدي و هنري به شمار نمي‌رود و مخاطب ايراني سخت‌گير او، با اين تكرار مكررات، چندان به وجد نمي‌آيد و نمي‌خندد.

مشكل ديگر كه بايد به جد به آن نظر داشت، اين‌كه داستان‌هاي «شب‌هاي برره» چندان نو و بديع نيستند. موضوعات، اغلب تكراري بوده و فرم داستاني جذاب، كمتر در آنها ديده مي‌شود و از شگفت‌انگيزي لازم براي يك داستان عامه‌پسند نيز چندان بهره نمي‌برند. ولي قسمت‌هايي كه سناريوها خلاقانه طراحي شده‌اند .حاصل، ديدني و دلچسب از كار درآمده است.

* زشت
هرچند اين روزها، افرادي، مدعي بدآموزي «شب‌هاي برره» هستند و از مسخره كردن روستايي در مقابل شهري در اين سريال شكوه دارند، اما وقتي كه از آنان شاهد و مصداق مي‌خواهي، به نكاتي اشاره مي‌كنند كه چندان ردپايي از مسخره و هجو يا بدآموزي در آن به چشم نمي‌آيد و بيشتر حاصل سوءتفاهم است.

هرچند اين اثر مي‌توانست به گونه‌اي پرداخت شود كه چنين استنباطي براي عادي‌ترين مخاطب‌ها كه تلويزيون از آنان بي‌بهره نيست، به وجود نيايد، اما با اين حال، داستان بيشتر نقد وضع موجود و وضعيت تاريخي همه ماست و برره، بيشتر يك سرزمين است تا يك روستا يا يك بخش و نبايد پنداشت كه «شب‌هاي برره» مي‌خواهد بگويد، روستايي فلان است و شهري، بهمان و... .

حكايت طنز، حكايت غلو و اغراق در برخي حركات، عادات و فيگورهاي شخصيت‌ها و موضوعات است و اين كار، هر از گاه تا مرزي پيش مي‌رود كه به جاي نقد موضوع و شخصيت و مردود اعلام كردن يك مسئله، احساس مي‌شود كه آن را رواج داده و تأييد كرده‌ايم و در اينجاست كه از اثر، بوي بدآموزي به مشام مي‌رسد. «شب‌هاي برره» هر از گاه، دچار اين مشكل مي‌شود.

حركاتي چون چاقوكشي و نعره زدن يك زن كه قرار است، بيشتر به نقد حال و هجو فمنيست‌ها منجر شود، در بيشتر بخش‌‌هاي اين سريال، از جمله نمونه‌هايي است كه به جاي نقد، به گونه‌اي به رواج اين پديده دامن مي‌زند.

از سويي، اشارات غيرمستقيم در زمينه انحرافات احتمالي «بگوري»، آنقدر ظريف و دقيق كار نشده كه مخاطب را به اين نتيجه برساند كه چنين آدم‌هايي مورد تأييد سريال نيستند و هدف، هجو و به سخره گرفتن و رد آنهاست. بلكه هر از گاه، اين حس به وجود مي‌آيد كه مخاطب عادي، به ويژه كم‌سن و سال‌ها، به نوعي عادات و رفتار او را به تقليد مي‌نشينند، به ويژه كه اين شخصيت، متأسفانه شاعر است و شاعري هم، عملي پسنديده در نزد مردم به شمار مي‌رود.

نكته آخر اين‌كه، «شب‌هاي برره» در بعضي صحنه‌ها، كمي از طنز پاك و سالم شرقي و ايراني دور شده و جنبه‌هايي فراتر از طبع نازك‌بين طنزنويس ايراني را به نمايش مي‌گذارد. پر كردن كوزه از ادرار براي ارائه نمونه آزمايش، تنها هجو آدم‌هاي بي‌سواد و بي‌فرهنگ نيست. نخستين حسي كه از اين صحنه القا مي‌شود، «اشمئزاز» است كه با طنز و مطايبه نغز ايراني فاصله بسيار دارد؛ اين‌كه كوزه در ادبيات، تصويرگري، نگارگري و ديگر هنرهاي ايراني، نماد منزه و پاك است و اين‌كه آب در فرهنگ ما، نشانه پاكي و روشني است و آب را در كوزه مي‌ريزند و... همه اينها بر كسي پوشيده نيست. با اين حساب، نويسنده محترم براي هجو بي‌فرهنگي‌هاي اهالي برره، مي‌توانست از ظرف بزرگ ديگري براي ارائه نمونه ادرار، استفاده كند. مثلا تشت رخت‌شويي، چطور است؟!!




  •   با عرض سلام از نظر من طنز شب هاي برره داراي نكات بسيار جالبي است كه آن را مديون كارگردان با تجربه اي همچون آقاي مديري, بازيگران خوب و نويسندگي قوي مي باشد اميد وارم اين طنز ادامه يابد با تشكر

  •   اين مجموعه قويترين مجموعه طنزي است كه در مجموعه هاي طنز ايران ساخته شده و حاوي نكات ريز و دقيقي از مشكلات جامعه و روابط انساني و اصول و عقايد فراموش شده اسلام مي باشد.نبايد از مجموعه هاي طنز انتظارخنده صرف را داشت بلكه اين خنده هاي لبخندهاي تلخي از حقايق خودمان است .
    از كليه عوامل نويسنده و تهيه و مخصوصا مهران مديري تشكر مي كنم

  •   با سلام
    قبل از هرگونه نقدي در مورد اين سريال بايد معناي واقعي طنز كه چيزي جز بزرگنمائي مسايل و مشكلات اجتماعي و فرهنگي نمي باشد را كه تلخي اين مسايل باعث لبخندي تلخ بر روي لبانمان ميشود را گوشزد كرد. كه انصافا اين سريال اين مطلب را ادا نموده مطالبي چون افعال معكوس .خوشكه و يا پاچه خواري كه افعال معكوس نمادي از انسانهاي دورو و و خوشكه كه همان رشوه و پاچه خواري كه تنها چاپلوسي افراد سودجو را نمايش ميدهد كه جاي تشكر دارد.

  •   باسلام
    ازآنجايي كه ماايراني ها گرفتار غم واندوه تزريق شده از پندارهايمان هستيم وجود كارگرداني مانند مهران مديري غنيمت مي باشد .كارگرداني كه واقعيت هاي زندگي را به طور زيبايي به شوخي ميگيرد ونكات ريز ي كه با چشم واقعيت نمي شود ديد را از دريچه طنز به ديده ما بينندگان ميرساند .مديري الحق كه شايسته تقدير وتشكر ميباشند.

  •   با سلام و با تشكر از نقدتان
    سريال شبهاي ببره نزد مردم از محبوبيت خاصي برخوردار است و همين كه به قول شما خنده را براي مدت كوتاهي وارد زندگي اين مردم خسته و افسرده كرده، جاي تقدير و تشكر فراواني از كارگردان محترم اين مجموعه (آقاي مهران مديري) دارد
    در مورد نقدتان راجع به كوزه هاي ادرار بايد گفت كه همان صحنه بود كه باعث موج خنده در خانه ها شد و من شاهد خنده عميق مادرم بودم. از نظر من اين توهين به مقدسات و كوزه نمي باشد. خواهشمندم كه اين مجموعه را به خاطر اين مسائل كم ارزش جلوه ندهيد.

  •   در آخرين قسمت پخش شده اين سريال، وسوسه كيوون به وجدان شيرفرهاد ميگويد: شما وجدانها هميشه تماميت خواهيد. من وسوسه ام را ميكنم تو هم نصحيتت را بكن. بگذاريم خودش تصميم بگيرد. به نظر ميايد اين ديالوگ يكي از موارد نادري است كه طنز شبهاي برره به طنزي اجتماعي و داراي پيام نزديك ميگردد. جالب اين كه اغلب اين بخشها را به نظر ميرسد كه كارگردان داستان يا نويسندگان در پاسخ به انتقادهايي كه ذيل عنوان پاسداري از اخلاق ديني و جلوگيري از استحاله فرهنگي به سريال ميشود، به متن اضافه كرده اند.

  •   باتشكر از نقد منصفانه نگارنده باوجوديكه با برخي از قسمتهاي اين نقد مواق نيستم وليكن باتوجه به اينكه ردي از غرض ورزي در آن مشهود نيست جاي تقدير و تشكر دارد چرا كه اين روزها بعضي ها بصورت نابجا و يكطرفه عليه اين سريال محبوب موضع گيري ميكنند .نكته ديگر تاكيد بر قسمتي از نقد فوق ميباشد كه بر استفاده از نويسندگان خلاق و مسلط تر به مقوله طنز اصرار ميورزد
    موفق باشيد

  •   باسلام
    از نظر اينجانب سريال برره داراي نقد اجتماعي بسيار قوي و نكات ريز و درشت خوبي مي باشد با توجه به محدوديتهاي موجود سريال مورد نظر براي من راضي كننده مي باشد و از همين اينجا از تمامي دست اندكاران نويسنده . كارگردان و تمامي بازيگران تقدير و تشكر مي نمايم

  • + نوشته شده در سه شنبه دوم اسفند 1384ساعت 2:47 توسط بنده خدا |