تبليغاتX
خواندنی های عبرت آموز - گفتگوي خواندني با رئيس مركز بررسي هاي استراتژيك رياست جمهوري
گفتگوي خواندني با دكتر عليرضا ذاكر اصفهاني، رئيس مركز بررسي هاي استراتژيك رياست جمهوري


گفتگوي خواندني با دكتر علي رضا ذاكر اصفهاني، رئيس مركز بررسي هاي استراتژيك رياست جمهوريسوال: مركز بررسي هاي استراتژيك تا پيش از اين در دست تيمي امنيتي بوده است. حتي خود شخص آقاي تاجيك يك نيروي امنيتي است و شما اولين استاد دانشگاه با پشتوانه علمي هستيد كه در اين جايگاه قرار گرفتيد. شما رويكرد قبلي اين مجموعه را چگونه ميبينيد و چه كارهايي براي آينده مي‌خواهيد انجام دهيد.
جواب: علي‌رغم اينكه ادعا مي‌شود دولت يك دولت امنيتي است يا مطرح مي‌شود كه دولت توجهي به مباحث فكري و معرفتي ندارد و معيشت‌مدار است. مي‌خواهم بگويم كه انتخاب شخصي با اين ويژگي‌ها يعني استاد دانشگاه باشد و سابقه‌ي علمي داشته باشد نشانگر بطلان اين دو ادعا است و اين انتخاب نشان دهنده اين است كه رييس‌جمهور به دغدغه ي رهبري كه عدالت توام با عقلانيت را مد نظر داشتند توجه كرده است و رسيدن به جايگاه‌هاي مورد نظر خودش را از رهگذر كار فكري انجام مي‌داد.

 


آقاي دكتر براي شروع اگر تحليل خود را از فضاي انتخابات بيان كنيد ؟

در بحث هايي كه وجود داشت مي گفتند الان دوران گذار است. در اين فضا شروع كردند به تمسخر و تخريب و اين فرآيند را تبديل مي كردند به اينكه رئيس جمهور گاف داد و مدام در فضاي رسانه اي خودشان اين را جا مي انداختند كه مثلا هر روز بايد منتظر يك حادثه باشيم.

به خصوص در صحنه روابط بين الملل اين مباحث را مطرح مي كردند كه احمدي نژاد با واقعيت هاي زمان برخورد نمي كند. همان طور كه مستحضر هستيد تئوري هايي كه در روابط بين الملل مطرح مي شود عمدتا برپايه هاي رئاليزم و ماتريالزم مطرح مي شود و شكل مي گيرد و اين گونه مطرح مي كردند كه چون ايشان فاقد شناخت اين تئوريهاي روابط بين الملل هستند فضاي روابط و سياست خارجه را درك نمي كنند.حتي بحث جهان بدون صهيونيسم كه مطرح شد گفتند ايشان فاقد عقلانيت لازم براي اداره فضاي سياست خارجه ايران هستند. و براي اينكه مردم را هم بخواهند همراه كنند حتي مطرح مي كردند كه كشور در آستانه يك جنگ قرار دارد.متاسفانه چون در طرف مقابل هم فاقد يك عقبه رسانه اي خوبي بوديم اين گونه مباحث سازگار مي شد و در واقع محمل خوبي شكل گرفت و شبهات جاي خود را محكم مي گرفتند.

به نظر شما آيا اين گونه صحبت ها از يك عقبه فكري نيز شكل مي گرفت؟

اتفاقاً به نظر من آقاي احمدي نژاد از استراتژي شوك و بهت در سياست خارجه استفاده كردند. چون بعد از مدت زيادي كه ما در عرصه سياستِ بين الملل از تنش زدايي صحبت مي كرديم و عرصه ي بين الملل هم بعد از مدتها از فضاي جنگ و خونريزي و فضاي دوقطبي خارج شده بود از برگ برنده خود كه همان مسئله فلسطين است استفاده اي درست كرديم. شرايطي كه مي گفتند پايان تاريخ شكل گرفته است و فضاي هژمينك را فضاي ليبرال دموكراسي ترسيم مي كردند كه به سردمداري ايالات متحده امريكا پيش مي رود.

انتخابات اخير واقعا شوك عظيمي را به داخل و خارج از كشور وارد كرد و همه در بهت قرار گرفتند. فضايي كه آن موقع شكل گرفته بود اينگونه نشان مي داد كه حالا اگر آن جنبش هاي مخملي كه براي ايران هم احتمال مي دادند، شكل نمي گيرد بالاخره چيزي در آن حدود بايد بوجود بيايد و در مرحله بعد منتظر ايران بودند كه بعد از حوادثي كه در آسياي ميانه و قفقاز گذشته است در ايران هم اين اتفاق بيافتد. از طرفي ديگر ما هم در دوره ي 8 ساله سياست تنش زدايي را انتخاب كرده بوديم و بحث گفتگوي تمدنها هم مطرح شده بود و خيلي هم تشويق شده بوديم و برايمان خيلي هم كف زده بودند. و خود اين جايگاه ساخته شده براي ايران هم آنها را بيشتر در شوك فرو برد.

اوائل فكر مي كردند كه اينها يك سلسله شعارهاي تبليغاتي است در حد يك شعار انتخاباتي و بعد از روي كار آمدن ايشان فضا همان فضاي 16 سال گذشته مي شود و روال كار همان گونه كه بوده است پيش مي رود ولي ديدند كه اينگونه نشد.در طي 16 سال گذشته آنها به ما خرده مي گرفتند و ما هم در پي پاسخ منفعلانه بوديم.

حتي در رسانه ها هم مشاهده كرديد كه آقاي دكتر احمدي نژاد مطرح كردند كه گزارشگر حقوق بشر و آزادي بيان به كشورهاي غربي اعزام مي كنيم؟

بله، اين خيلي حرف بزرگي است. اين عزت را بر مي گرداند، همان عزتي كه غربي ها بعد از قطعنامه در پي گرفتن آن از ما بودند برگشته است. و جالب اين است كه اين ادبيات بين توده هاي مردم هم پذيرش دارد.

به نظر من يكي از عوامل شكل گيري رخداد سوم تير زيرپا گذاشتن غرور ملي ايرانيان بود و مردم ايران خيلي از اوضاع سياسي كشور ناراحت بودند و اين ناراحتي با حضور نظامي امريكا در عراق قوت بيشتري گرفت.واين حضور نظامي امريكا در عراق كه به رغم عده اي به ضرر ما بايد تمام مي شد.اينگونه نشد و امريكا با حضور خود در عراق در بدنه ملي كشورهاي اسلامي ناراحتي بوجود آورد اين ناراحتي در ايران شكل قوي تري به خود گرفت.

آقاي دكتر ذاك اصفهاني، فكر نمي كنيد كه يكي از علل حادثه سوم تير همزماني اين حضور و عقب نشيني هاي پي در پي در مسائل هسته اي بود؟

بله،دقيقا اين عقب نشيني ها در مسائل كلان سياسي حالت سرخوردگي و نگراني پيش آورده بود كه مي توان آن را با فضاي سياسي اي كه در بدنه ي اجتماعي ايذان در دوران جنگ هاي يران و روس وجود داشت مقايسه كرد. و اتفاقا يكي از دلائلي كه مردم به سراغ احمدي نژاد آمدند به اين دليل بود كه حرف خودشان را در گفته هاي او مي ديدند. و ما در همان زمان انتخابات از قول برخي از دوستان خودمان هم ديديم كه در همان فضا صحبت از جامعه مدرن و آرامش و محافظه كاري مي كنند ولي اين مطلوب مردم نبود و جامعه به اين مباحث رغبتي پيدا نكرد اگر چه كه اكثراً فكر مي كردند كه فضا اينگونه نباشد و مردم ديگر به دنبال آرامش هستند و حتي در صورت پايمال شدن حقوق خود ديگر حوصله تنش ندارند ولي اتفاقاً اين شعارها جاذبه بيشتري داشت. و ايشان با صداقت خودشان وقتي اينها را مطرح كرد مردم پسنديدند.

Image

بزرگترين پاشنه آشيلِ غربي ها همين مسئله صهيونيسم است و آقاي احمدي نژاد با اعلام مواضع خود با واكنش شديد غرب مواجه شد و جالب اين است كه در خود ايران اين واكنش شناسايي و مورد تحليل قرار داده نشد.

در غرب و حتي كشورهاي خاورميانه اسلامي واكنشها بسيار سريع بود كه از جانب غرب واكنش منفي و از جانب كشورهاي خاورميانه اسلامي اين مواضع با واكنش مثبت روبرو شد.حتي شما مي بينيد كه وقتي ايشان در سيستان و بلوچستان اين مسئله را دوباره مطرح مي كنند چيزي نزديك به يك ساعت بعد در سايتهاي خودمان واكنش آنها را مي توانستيم مشاهده كنيم.و اين حاكي از آن است كه كميته هاي ويژه اي مسئول ردگيري سخنان ايشان هستند. و اين فضاي جديدي را در عرصه ي سياست بين الملل ترسيم كرد.

شما ببينيد در عرصه ي غرب با پلوراليزمي كه آنها مطرح مي كنند حتي مي شود اديان را زير سوال برد.پيامبران را مي شود نقد كرد خدا را مي توان به چالش كشيد.حالا شما در يك فضاي به ظاهر اين چنين وقتي صحت يك واقعه تاريخي را مي خواهيد نقد كنيد با شديدترين نوع ممكن برخورد مي كنند.

دكتر احمدي نژاد هم در سيستان و بلوچستان متذكرِ همين نكته مي شوند كه در جوامع شما خدا را هم اگر زير سوال ببرند اينگونه برآشفته نمي شويد كه الان با نقد يك واقعه ي تاريخي برآشفته شديد؟

بله، دقيقا همين طور است و اين حكايت از يك اختلافات زيرساختي در ساخت فرهنگي غرب است. سوژينيستيم هم مي گويد ايشان خودش يك كمونيست بولشيويكي و منتقد ماركسيسم بود. و با اينكه فكر مي كرد كه در بلوك شرق خبري هست در مورد غرب مطرح مي كند كه غربي ها به زيبايي، تمامِ مسائل جزئي را به عنوان دغدغه هاي اصيل و اصلي غرب و ملت هاي دنياي مدرن جا مي اندازند و مسائل اصلي را سانسور مي كنند.

در يك چنين فضايي، اختناقي اينگونه صورت مي گيرد و جالب اينجاست كه خود اين آقايان روشنفكر داخلي نمي خواهند اين حجم واكنش را بپذيرند.ولي واقعا بايد در يك فضاي آكادميك بحث شود كه چه شد كه بعد از 8 سالي كه شما در فضاي بين الملل با آن استراتژي ها و زاويه نگاه ها كار كرديد و حتي سعي كرديد اين نوع نگاه خودتان را سازماني و نهادي هم بكنيد يك چنين پديده اي بوجود آمد . و انقلابي كه آنگونه شما در 8 سال آن را بي خطر كرده بوديد اينگونه خواب را از چشمان مستكبران ظالم ربود. در ابتدا در تحليل انتخابات گفتند كه يك حركت پوپوليستي اتفاق افتاد.

حتي مطرح شد كه اين يك بازگشت به عقب بود.

بله، حتي اينگونه بيان كردند. البته در بلند مدت به ضرر و زيان آنها تمام مي شود. و قصه ي آقاي ... اتفاق مي افتد و بعد از كلي نوشتن و صحبت كردن از نظام هاي مدرن جهاني به بن بست مي رسد و از ايران مي رود و در امريكا تحت عنوان فرصت مطالعاتي اقامت مي گيرد. در اين فضا اين ادبيات شكل گرفت.

شبيه ادبيات امام و مقام معظم رهبري. ادبياتي كه زمان امام بلا منازع در كشور زده مي شود ولي در زمان مقام معظم رهبريبعضي از اين آقايان سعي مي كردند كه حرفهاي ايشان در همان فضاي حسينه بماند و از درب حسينيه خارج نشود و صرفا يك سخنراني مذهبي بماند.

بله، حتي مي خواهم بگويم در اين مقطع فكر مي كردند كه امام خميني هم رفته است و فضا هم عوض شده است كه ايران حداكثر يك كشور مي شود مانند مالزي!

گام بعد اين بود كه بعد از درك اين فضا و بيرون آمدن از اين شوك، گفتند كه خوب ايرادي ندارد قضيه را جمع مي كنيم. والبته شما مي دانيد كه ليبرال ها در ايران ، عقبه ي مشخصي دارند و پيشينه ي كاملا واضحي دارند حتي مباحثي كه مطرح مي كنند عمدتا در طي 100سال گذشته از افراد مشخص از همين طيف شنيده شده است.

روشنفكران از ابتدا آمالي داشته اند كه مي خواهند آنچه كه در غرب اتفاق افتاده را به سرعت در ايران نشاء بكنند. در همان نسل اول روشنفكري ميرزا ملكم خان يا بعد از آن ميرزا آقا خان نوري و يا طالبُف دنبال يك همچنين چيزي بودند كه ابتداً مي خواستند همان كار را بكنند كه بعد با شكست روبرو شدند و به بن بست خوردند و خودشان اتفاقاً روي آوردند به همكاري و در رژيم كودتا شدند تئورسين هاي رضاخان كه البته ضرر آن را هم ديدند.

اينها در ماجراي اخير احساس كردند كه يك جنبش اصلاحي اتفاق افتاده و حتي در يك چهار چوب ارتقاء بخش، خواستند دوم خرداد را از انقلاب فراتر نشان بدهند. منتها يك مرتبه اين ماجرا به بن بست برخورد. و اين نه تنها به يك جريان سياسي كه جلو مي رفت كه به كليت جريان روشنفكري ايران و كليت جرياني كه تحت عنوان اصلاحات به معناي تحريف شده ي آن كه همان باز توليد جريانات روشنفكري بيمار در سده ي قبل در كشور بود شوك وارد كرد.

در حال حاضر هم نتوانستند تحليل جامعي بدهند. اما من مي‌خواهم كمكشان كنم به نظر من اشكال در ضعف ذاتي حركت است كه اين روشنفكران تحت عنوان اصلاحات از آن صحبت مي‌كنند.

بايد ببينيد كه يك جرياني با اين خصوصيات را مي‌توانند در ايران مستمرا جا بياندازند يا نه، البته در صورت مقطعي در طول تاريخ شده است مانند مشروطه ولي شرايط تاريخي ايران پذيرايي اين جريان نيست.

اما فضا هم اكنون بسيار تغيير كرده است كشوري كه با عناوين جهانِ سومي، در حال توسعه و يا جهان جنوب هيچ وقت به چشمان خودش مشاهده نمي‌كرد كه بتواند پرسشگر باشد. هم‌اكنون اينگونه شده است كه مطالبه گرانه با غرب سخن مي گويد.

بعد از پذيرش قطعنامه كه حدس زده مي‌شد ايران در يك موضع انقلابي بيفتد امام بلافاصله با موضع گيري در برابر سلمان رشدي دوباره فضاي تهاجمي را عليه مستكبران عالم رقم زد و اين در جريان ميكنوس از سوي مقام معظم رهبري هم دوباره شكل گرفت؟

بله اين درست است كه ما ديگر برگشتن به مواضع فعال را كه در دهه‌هاي قبل مي‌ديديم حتي تصور هم نمي‌كرديم. ولي ديديم كه اينگونه نشد. جبهه ي مقابل بعد از مشاهده ي اين مواضع و مشاهده‌ي برون رفت ايران از معادلات كم‌ارزش و مطرح دعاوي اصيل خود بنا را بر اين گذاشتند كه ارزش ذاتي اين‌گونه مواضع را زير سوال ببرند و با برجسته سازي ضعف‌هاي دولت در دوره‌اي كه اوايل رياست جمهوري بود با سياست سكوت و الان با سياست بازگشت به قدرت براي دولت خيز برداشته‌اند.

اين جريان‌ها تحت عنوان دموكراسي خواهي هم عنوان مي‌شود حتي تحت عنوان بازگشت به مشروطه هم مطرح مي‌شود. كه اغلب سياست‌هاي كلان فكري اين دوستان ارتجاعي است. و براي بازسازي فضاي قبلي دست به جنگ رواني مي‌زنند.

من ردپاي تئوريسين‌هاي جنگ رواني را در اين فضا مي‌بينم. حتي دولت از حداقل ارگان رسانه‌اي برخوردار نيست مي‌خواهم از شما بپرسم دولت فعلي كدام روزنامه را به عنوان روزنامه دولتي و ارگان رسمي خود قرار دارد.

شما ببينيد شرايط وقتي اينگونه است بايد تحرك را بيشتر كرد و كنترل افكار عمومي را در دست گرفت. شما بر سر همين قضيه هولوكاست ببينيد راديو فردا چه مي‌كند؟ آن وقت ما حداقل كاري كه مي كنيم دفاع است. اما در مباحث جامعه‌پذيري سياسي شما بايد يك روند آرام و بي سر و صدايي كه موجب پذيرش يك سلسله ارزشها مي‌شود را در جامعه طرح ريزي كنيد. آنها در مباحث خودشان حتي دوم خرداد را تا جايي جامعه پذير كردند كه در بعضي موارد يك جنبش اجتماعي‌اي را مطرح مي‌كردندكه عظيم‌تر از انقلاب بود. شما براي اينكه يك فرهنگ سياسي را در ذهن‌ها تلقين كنيد بايد به اين جامعه پذيري توجه شود مثلا فرض كنيد مبحث عدالت را كه از طرف اين دولت مطرح مي‌شود را ما بايد به‌يك جامعه برسانيم و زواياي مختلف اين مبحث را براي افكار عمومي باز نمائيم. اينكه مقام معظم رهبري اينقدر به فرهنگ عمومي توجه مي‌كنند خود يكي از دلايل همين موضوع است.

من به دليل اينكه با رسانه‌ها در ارتباط هستم دفعتاً ديدم كه آقاي رئيس جمهور گفته‌اند كه مبلمان خارجي و لوازم مصرفي وارد نكنند. اين كارِ بسيار قشنگ و قابل دفاعي است. ببينيد فقط بحث مبلمان نيست ما بايد بتوانيم اين را جا بيندازيم كه جوانِ ما زشت است كه بنشيند تا لوازم آنها را ديگران توليد كنند.

شما ببينيد ما اين را در تاريخ خودمان هم داريم در همين اصفهان يك برهه زماني حاج آقا نوري اصفهاني مي‌آيد و شركت اسلاميه را تاسيس مي‌كند تا از ورود اجناس و كالاهاي خارجي جلوگيري كند. پدران ما به اين ميزان درك و غيرت داشتند. ما بايد اين را به فرهنگ تبديل كنيم از اين توجيهات كه اگر بر سر اين موضوعات كار كنيم تبليغ دولت فعلي مي شود نهراسيم. كارهايي كه ما مي خواهيم انجام دهيم فراتر از يك بخشنامه است ما مي خواهيم فرهنگ غلط جا افتاده در جامعه را عوض كنيم و اين نياز به كار دارد.

يا فرض كنيد مسئله افسانه هولوكاست را كه رئيس جمهور مطرح مي كنند ما بايد اين مباحث را بگيريم و جلو ببريم. مي توانيم يك كنفرانس جهاني بگيريم و از مخالف و موافق دعوت كنيم كه مباحث خود را در فضاي علمي مطرح كنند. اين گونه تحركات ابتكار عمل را از كشور هاي مطرح جهان مي گيرد.

فضاي رعبي كه كشور هاي مستكبر جهان در قضيه ي پرونده انرژي هسته اي ما شكل داده بودند شكسته شده است. متأسفانه در اين دوره تاريخي استفاده نمي كنيم .

شما در دهه هاي گذشته شاهد بوديد كه در شكل گيري نظم نوين جهاني ايران نقش تعيين كننده اي را بازي مي كرد هم اكنون هم مي شود در فضاي جهاني به نقش موثري تبديل شد . شما حداقل تأكيد مي كنم حداقل مي توانيد در نظم بوجود آمده ي جهاني اخلال ايجاد كنيد ولي اكنون اينگونه نيست ايران به بازيگر مهمي در عرصه جهاني تبديل شده است.

Image

به عنوان آخرين سوال مي‌خواهيم بپرسيم مركز بررسي هاي استراتژيك تا پيش از اين در دست تيمي امنيتي بوده است. حتي خود شخص آقاي تاجيك يك نيروي امنيتي است و شما اولين استاد دانشگاه با پشتوانه علمي هستيد كه در اين جايگاه قرار گرفتيد. شما رويكرد قبلي اين مجموعه را چگونه ميبينيد و چه كارهايي براي آينده مي‌خواهيد انجام دهيد.

علي‌رغم اينكه ادعا مي‌شود دولت يك دولت امنيتي است يا مطرح مي‌شود كه دولت توجهي به مباحث فكري و معرفتي ندارد و معيشت‌مدار است . مي‌خواهم بگويم كه انتخاب شخصي با اين ويژگي‌ها يعني استاد دانشگاه باشد و سابقه‌ي علمي داشته باشد نشانگر بطلان اين دو ادعا است و اين انتخاب نشان دهنده اين است كه رييس‌جمهور به دغدغه ي رهبري كه عدالت توام با عقلانيت را مد نظر داشتند توجه كرده است و رسيدن به جايگاه‌هاي مورد نظر خودش را از رهگذر كار فكري انجام مي‌داد.

نكته بعد اين است كه قبلا نيروهاي امنيتي سياسي بيشتر در اين فضا بوده‌اند. خوب شما مي‌دانيد كه اين مركز در سال 1379 شكل گرفته است ولي يك پيشينه هم دارد و اين مركز در دوره ي آقاي هاشمي ابتدائا توسط آقاي خوئيني‌ها در مجمع شكل گرفته است. من تا اين ساعت البته نمي‌دانم كه چه كارهايي انجام شده . در جلسه اي كه با مسئولين قبلي اين مركز داشتم مي‌گفتند كه ما چيزهايي مي‌نوشتيم و به آقاي خاتمي و وزراي ايشان من جمله وزير اطلاعات ميداديم و يك بخشي را در غالب دو مجله برداشت اول و دوم در مي آورديم.

مي‌خواهم بگويم در عين حال پروژه‌هايي هم در چارچوب استراتژيك تعريف مي‌شده است، منتهي شواهد حاكي از اين است كه مجموعه مطالب، در راستاي تدوين استراتژي اصلاحات بوده است؛ يعني علي رغم اينكه اين مركز اسمش دفتر بررسي‌هاي استراتژيك رياست‌جمهوري است و علي‌القاعده بايد به كار تدوين استراتژي براي دولت و آينده نظام سياسي بپردازد، اينجا صرفا داشته براي يك جناح خاص تئوري‌پردازي مي كرده است.

رئيس قبلي اين مركز در آخرين مصاحبه‌اي كه داشته، چهارشنبه 7 دي در صفحه 7 اين نشريه ستون پنجم ، پاراگراف دوم ادعا كردند كه موظف بودم امر اصلاحات را تئوريزه كنم. البته ايشان بعد گفتند كه شايد ديگراني هم بودند كه اين وظيفه بر روي دوششان گذاشته شده است.

من از طريق اين مطالبي كه خودم تهيه كردم وقتي كه دقت كردم بيشتر اين مباحث زمينه‌چيني مي‌كرده است براي مطالبي كه در روزنامه‌هاي دوم خردادي يا بهتر بگويم زنجيره‌اي به كار مي‌رفته است . واقعا استراتژي‌هايي كه در مشاركت و به خصوص سازمان مجاهدين طرح مي‌شده است ابتدا در اينجا طرح‌ريزي مي‌شده است.

مثلا اين محصول مركز را ببينيد در روي جلد نوشته شده است وضعيت خود را تعريف كنيد. وقتي مي‌گويد وضعيت خود را تعريف كنيد خوب اولين بار به ذهن آدم مي‌خورد كه منظور وضعيت دولت است. بعد شما عنوان را مشاهده مي‌كنيد مي‌بينيد كه نوشته: « نگاهي به تدوين استراتژي از سوي اصلاح‌طلبان » . و بعد به استراتژي‌ها اشاره مي‌كند، مرحله اول استراتژي فشار از پايين و چانه‌زني از بالا » شما ببينيد اين استراتژي مطرحي بود كه در روزنامه‌هاي آنها بحث مي‌شد و يا دوم استراتژي آرامش فعال اينها همه نشانگر آن است كه اين جايگاه يعني مركز بررسي‌هاي استراتژيك رياست‌جمهوري به وظيفه اصلي خود توجهي نكرده است. مرحله سوم: « استراتژي بازدارندگي فعال » اين بازدارندگي يا اين تحقيقات كه مي‌خواهند نشان دهد اكثر مردم گرايش به سكولاريسم دارند. اساسا برپايه‌ي موضع اپوزوسيون بودن خودشان توليد فكر مي‌كردند.

 سايت خبري تحليلي خدمت

 

+ نوشته شده در چهارشنبه پنجم بهمن 1384ساعت 15:13 توسط بنده خدا |